دوباره سال انتخابات مجلس شورای اسلامی شد و باز هم بازار حرف‌های آنچنانی و مردم فریبی‌های اینچنینی داغ شده است؛ با این تفاوت که این بار بازار مکاره‌ی ریاکاری‌ها و عوام فریبی‌های انتخاباتی، زودتر از دوره های پیشین در فضای اجتماعی دشتستان “بساط” شده است و دستفروشان “تزویر”، زود تر از همیشه پرده از گاری زپرتی اجناس تاریخ‌گذشته‌ی خود برداشته‌اند!
به گزارش ناصرون، به راستی فلسفه‌ی انتخابات مجلس در کشور ما چیست؟؟ مگر غیر از این است که مردم -با اجماع رای بر روی بهترین، با دانش‌ترین، مدیر و مدبرترین، مردم‌دارترین، سیاستمدارترین، فهیم ترین و به طور کلی “جامع‌الشرایط‌ترین گزینه- نماینده‌ی افکار و آرمان های خود را به بزرگترین مرجع قانونگذاری و نظارت بر اجرای قانون گسیل کنند تا بدین وسیله صاحب نقشی مهم در عرصه‌ی اداره‌ی کشور باشند؟
پس چه می‌شود که هربار این مردم نماینده‌ای به مجلس میفرستند و پس گذشت مدت زمانی اندک، از منتخب خود قطع امید می‌کنند و یاس عمومی بر فضای جامعه حاکم می‌شود؟؟ نقش نخبگان سیاسی و اجتماعی جامعه در این آشفته‌بازار چیست؟ راهبران فکری و فرهنگی دشتستان کجای ماجرا هستند؟؟
بگذریم!
چندی پیش یادداشتی به قلم دوست عزیزم جناب مهراب شاد با عنوان “اراده های پیدا و پنهان برای انشقاق اجتماعی استان” در یکی از سایت‌های خبری دشتستان منتشر شد که شاید بتوان آن را یکی از کلیدی‌ترین یادداشتهای منتشر شده طی ماهها و شاید سالهای اخیر دانست؛ یادداشتی که در آن نویسنده -به شکل زیرکانه‌ای- در لفافه به یکی از پرسشهای راهبردی جامعه در خصوص شائبه‌ی مهندسی کردن آخرین انتخابات مجلس در استان بوشهر توسط تیم دولت روحانی پاسخ داد و مهر تاییدی زد بر این نظریه که مجموعه‌ی استانداری و مدیران همسو، مدعیان اصلاح‌طلبی در استان و عده‌ای از لیدرهای اصلاح‌طلب‌نما با مهندسی کردن انتخابات گذشته‌ی مجلس سبب شدند افرادی ردای نمایندگی مردم استان در مجلس را به تن کنند. ردایی که انصافا بر تن برخی از این افراد نمی‌نشیند و با هزار بَزَک و دوزک هم خوش نخواهد نشست!
یادداشت مهراب را که خواندم، تمام اتفاقات انتخابات ۴ سال پیش جلوی چشمم رژه رفت؛ از کلیدواژه‌ی خودساخته‌ی “خیرالموجودین” گرفته تا عدم حمایت از کاندیداهای اصلاح طلب حوزه‌های بوشهر، جنوب استان و دشتی و تنگستان از سوی لیدرهای مدعی اصلاح‌طلبی در این مناطق و روی آوردن به گزینه‌های غیر اصلاح طلب، عهدنامه‌بازی‌ها در مجمع اصلاح طلبان، اتفاقات روز انتخابات و دستگیری حامیان برخی کاندیداها و پلمپ دفتر ستاد یک کاندیدا در برازجان و سپس فک پلمپ با وساطت استاندار وقت و هزار اتفاق دیگری که بازخوانی‌ همه‌ی آنها در حوصله‌ی این مقال نیست!
همه‌ی اینها باعث می‌شود دلهره بگیریم که کاسبان رای مردم در انتخابات آتی با چه نقابی ورود خواهند کرد و این‌بار چه کلاهی برای این مردم ساده‌اندیش دوخته‌اند؟؟
تیتر یادداشت مهراب خیلی زیبا بود اما خواندن متن باعث میشد دریابیم که تناسب محتوایی میان تیتر و متن برقرار نیست و آنچه از متن برداشت می‌شود ورای آن چیزی است که نویسنده از متنش می‌خواهد! موارد فراوانی از چندگانگی و تناقض در آن یادداشت وجود داشت که فعلا به همه‌ی آنها نمی پردازم و در فرصتهای بعدی موارد دیگری را خواهم گفت اما در این یادداشت به یکی دو مورد اشاره می کنم.
نویسنده در این یادداشت تلاش کرده سکینه الماسی را بانی و مسبب مشکلات حوزه جنوب استان معرفی و مواردی را در مورد چگونگی انتخاب وی عنوان کند که بسیار جای تامل دارد. در بخشی از یادداشت آمده:
“با زد و بندهای مرسوم مدیریتی و سیاسی که شاید خاص کشور ما باشد خانم الماسی با حمایت های پنهان و آشکار منطقه ویژه پارس جنوبی در رقابت نزدیک با رقیب قدری چون شیخ موسی احمدی و در شرایطی که یک نامزد تخریبی در حوزه آقای احمدی وارد کارزار انتخاباتی شده بود پیروز گردید”
و در جای دیگر:
“گاها عمر توافقات و تخاصم ها را به ساعات و روزها کاهش می دهد! این پرده پیروزی انتخاباتی نیز به زودی به ورطه تقابل و تضاد بین نماینده پیروز و مدیریت منطقه ویژه کشیده شد”
اصلا جای تعجب نیست اگر مدیرعامل سابق منطقه ویژه پارس جنوبی یادداشت مهراب را خوانده و اجازه‌ی انتشارش را داده باشد چرا که اگر مهدی یوسفی در کنار خود مشاورین رسانه‌ای خبره و دلسوزی داشت هرگز دچار گاف بزرگ تبلیغاتی “انتخاب به عنوان مدیر نخبه جهان اسلام” نمیشد! به راستی آیا لحظه‌ای به پیام پنهان در این یادداشت توجهی نکردند؟ انصافا منطقه ویژه پارس جنوبی بر اساس کدام مبنای قانونی و منطقی از پول ملت و جایگاه دولتی منطقه ویژه در راستای حمایت از یک کاندیدای انتخاباتی اقدام کرده است؟ یعنی شما شرایطش برایتان مهیا شود با پول مردم برای فریب مردم نقشه می‌کشید؟؟ مگر حمایت پنهان و آشکار از یک کاندیدای انتخاباتی مصداق آشکار استفاده از امکانات دولتی و عمومی در جهت حمایت از یک کاندیدا و نقض صریح قانون نیست؟ از اینکه با این ادعا به یک تخلف و خطای بزرگ مهدی یوسفی اقرار شده (نکته‌ی جالب اینجاست که این اقرار صریح و روشنگرانه توسط اردوگاه انتخاباتی مهدی یوسفی صورت گرفته و حال باید دید دستگاههای نظارتی چه واکنشی خواهند داشت) می گذریم و منتظر پاسخگویی و شفاف سازی خانم الماسی هم در این زمینه خواهیم ماند چرا که از همان روزهای انتخابات اسفند ۹۴ ادعای مهندسی شدن انتخابات مجلس توسط مجموعه تحت امر دکتر مصطفی سالاری از سوی دلسوزان استان مطرح شد اما هر بار توسط تیم استاندار وقت تکذیب شد!
نویسنده مواردی را در چند سطر بالا عنوان کرده که بسیار جای تعجب است. از حمایت های پنهان و آشکار که بگذریم از این موضوع نمی توان گذشت که خانم الماسی را کاندایی ضعیف و طرف مقابل را رقیب قدری می خواند تا اثربخشی مهدی یوسفی در نتیجه انتخابات آشکار شود و از طرفی دیگر عبارت “نامزد تخریبی” را برای یکی از رقبای خانم الماسی به کار می برد. اگر مهدی یوسفی همین ادعا را باور داشته باشد و این ادعا بر اساس شناخت دقیق و عمیق از خانم الماسی بوده باشد چرا و با چه انگیره ای از نامزد تخریبی برای کمک به پیروزی کاندیدای ضعیف حمایت کرده است؟ نامزد تخریبی قرار بوده چه چیزی را تخریب کند که مورد حمایت مدیریت منطقه ویژه قرار گرفته است؟ مگر مرحوم شیخ موسی احمدی قرار بود چه کند و چه بسازد و تخریبش چرا به صلاح یوسفی بوده که باید چنین کمر ببندد تا شیخ موسی احمدی رای نیاورد؟! مگر یوسفی مدیر عامل منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس بود یا مدیر عملیات تخریب که با تخریب چیان زد و بند کرده است؟ وی باید پاسخ دهد که چرا با حمایت های پنهان و آشکارش از نامزد انتخاباتی با رای و سرنوشت مردم بازی کرده است. این ادعای عجیب نه تنها توهین به شعور شهروندان بزرگ‌منش چهار شهرستان جنوب استان است بلکه زیر سئوال بردن انتخابات و ساز و کارهای انتخابات و مجریان و ناظران انتخاباتی است که در آستانه انتخابات چنین ادعاهای خطرناکی سبب مشوش شدن اذهان عمومی و سرخوردگی شهروندان و ناامیدی از دست اندرکاران انتخابات خواهد بود و ممکن است پیامدهای بسیار ناگوار اجتماعی در بر داشته باشد.
از سوی دیگر، در جنوب استان کاندیدای متخصص از حوزه نفت و گاز که متناسب با ظرفیت استان است (استان بوشهر، قطب انرژی ایران است) هم داشتیم که بر حوزه نفت و گاز و قوانین مرتبط با ساختار نفت و گاز کشور اشراف و آگاهی کامل داشته و با این تخصص و شناخت علمی دقیق و آگاهی می توانست در کمیسیون انرژی مجلس بسیار موفق باشد و بازوی توانمند ی برای استان مظلوم بوشهر باشد. اگر یوسفی سودای سازندگی و خدمت داشت و مدیریت منطقه ویژه این توانمندی را داشت که نامزد -به زعم خودشان- کم‌شانس را پیروز انتخابات کند، قاعدتا باید بر روی گزینه متخصص حوزه نفت تمرکز می کرد تا با همراهی، همدلی و همفکری برای توسعه پایدار استان و زدودن غبار محرومیت از سیمای استان بوشهر طرحی براندازند و نقشی زنند اما آنچه اتفاق افتاده دقیقاً برعکس آن است. براستی چرا؟
در جایی دیگر، از عمر کوتاه توافقات و تخاصم ها می گوید و به تقابل و تضاد بین نماینده پیروز و مدیریت منطقه ویژه اشاره می شود. مگر چه توافق یا توافقاتی بین نامزد پیروز و مدیریت منطقه ویژه صورت گرفته بود که حمایت های پنهان و آشکار مدیر عامل منطقه ویژه را بدنبال داشت؟ قطعا اگر توافق یا توافقاتی بوده است برای سازندگی و خدمت نبوده که اگر می بود این توافقات با تخریب و معامله صورت نمی گرفت و اصولا کسی که تفکر تخریبی دارد نمی تواند در سودای سازندگی و آبادی باشد و این معادلات چند مجهولی را فقط جناب یوسفی است که باید شفاف سازی کند. چرا که وقتی کسی سودای حضور در عرصه‌ی انتخابات دارد نمی تواند با شبهه افکنی وارد انتخابات شود و با استناد به همین یادداشت، شواهد نشان می دهد که متاسفانه زد و بند و معامله بر سر منافع مردم به عادت برخی آقایان بدل شده است و حتما برای ورود خودشان به عرصه‌ی انتخابات، شاهد زد و بندهایی به مراتب بزرگتر و خطرناک‌تر خواهیم بود.
نویسنده بر روی موضوع اشتغال نیروهای بومی هم اشاره داشته است و می نویسد:
“مدیریت منطقه ویژه پارس جنوبی به جهت مصالح کلی استان و حراست از یکپارچگی اجتماعی و روانی استان در برابر طرح تفرقه افکن خانم الماسی قد علم نمود و با رویکرد اصل شایسته سالاری و جذب نیروهای متخصص از تمامی نقاط استان با حفظ امتیازات میزبانان صنعت سعی در تعدیل این شرایط و جلوگیری از رسیدن جو اجتماعی استان به یک ورشکستگی عمیق اجتماعی نمود”
از نویسنده محترم می پرسم اگر یوسفی به اصل شایسته سالاری باور داشت و مبنا را جذب نیروهای متخصص از تمام نقاط استان می دانست چرا از مسئول دفترش که وابسته به نماینده استانهای همجوار است تا مدیران اشتغال که از گله دار و جنوب استان فارس و وابستگان نماینده مهر و لامرد بودند بهره برده است؟
مدیری که پنج سال در قطب انرژی و اقتصادی و اشتغال مملکت مدیریت پایدار و مستمر داشته لطفا بگوید چند پیمانکار بومی پرورش داده؟ چند مدیر بومی خارج از دایره‌ی دوستان نزدیک خود پرورش داده؟
چرا برای سهم استان در حوزه‌ی پرورش پیمانکاران بومی و مدیران بومی تلاش خاصی نکرده؟
فرموده‌اید در برابر طرح تفرقه افکن خانم الماسی قد علم کرد، کدام طرح تفرقه افکن؟ لابد دفاع سکینه الماسی از سهم شهرستان های حوزه انتخابیه اش در اشتغال را طرح تفرقه‌افکن مینامید! همان شهرستان هایی که دستاوردشان از استقرار این غول بزرگ اقتصادی و انرژی چیزی جز سرطان و سقط جنین و نازایی و نوزادن ناقص نیست! همان شهرستان هایی که مدیران مانند یوسفی حاضر نیستند زن و بچه هایشان را از بابت آلودگی برای تفریح هم به آن مناطق ببرند! اگر این است طرح تفرقه افکن که باید بگویم با وجودی که دیگر شهرستانهای استان سهم شان محدود شد اما هرگز نمی توان به الماسی که با شهامت مطالبات منطقه ای خود را پیگیری و محقق کرده است و به تعهدات خود به موکلانش جامه عمل پوشانده خرده گرفت و کارش شایسته ستایش است نه سزاوار نکوهش! چرا از ناتوانی دیگران حرف نمی زنید؟ انفعال و خاموشی و ناتوانی دیگران را به پای الماسی نوشتن یک ظلم آشکار است (البته آشکارتر از حمایت های پنهان و آشکار مهدی یوسفی از نامزد تخریبی!).
نویسنده در قسمت های پایانی یادداشت خود مهندس یوسفی را سوپرمن استان معرفی کرده است که یک تنه در برابر تمامی مسئولان زد و بندکار (البته احتمالا خود یوسفی جز حمایت های پنهان و آشکار از نامزد تخریبی اهل هیچ زد و بند دیگری نیست!!) ایستاده است و می نویسد:
“تمامی این اتفاقات در شرایطی رقم می خورد که مدیریت استان بوشهر در سطح کلان با رویکرد تیم استانداری بعد از دکتر سالاری روز به روز سمت حذف مدیران بومی پیش می رفت و نمایندگان دیگر استان نیز هر کدام با توجهات خاص خود یا موضع انفعال می گرفتند یا در رویکردی انتخاباتی برای حذف رقبای احتمالی در حوزه نمایندگی خود به صورت پنهان از این حذف ها حمایت می نمودند”
اول این که تیم استانداری زمان سالاری و پس از سالاری هیچ تفاوتی نکرده و اتفاقا هم در ترکیب و هم در تفکر و رویکرد یکسان بوده است و این جای هیچ گونه تردیدی ندارد.
البته بر مجموعه استانداری نقدهای فراوانی داریم که مهندسی انتخابات و خیانت به استان و مردم استان و قمار کردن با سرنوشت مردم فقط یکی از آنهاست اما نقد داشتن دلیل نمی شود که چشم بر حقیقت ها ببندیم. نمی دانم چرا توپ را در زمین استانداری انداخته اید؟ نقش و نفوذ استانداری در منطقه ویژه پارس تا چه اندازه است؟
چرا باید فرافکنی -و صد البته ناسپاسی- کرد؟
مجموعه استانداری که بومی و اتفاقا از هم شهری ها و دوستان نزدیک جناب یوسفی هستند. انصاف هم چیز خوبی است! مجموعه استانداری و مجمع نمایندگان استان به قول نویسنده محترم و جناب یوسفی همه در سودای تخریب اند و کمر همت بر نابودی استان بسته اند و تنها سوپرمن داستان یعنی مهندس مهدی یوسفی است که سودای سازندگی و خدمت به خلق داشته و ناگزیر به حذفش شده‌اند. جل‌الخالق!
نویسنده در بخش دیگری از یادداشت، اشاره داشتند که مهندس یوسفی برای مصالح کلی استان و حراست از یکپارچگی اجتماعی و روانی استان قد علم نموده اند که لازم است از نوشتار نویسنده محترم وام بگیرم که آنچه از نوشتار شما بر می آید این است که در مدیریت استان، یکپارچگی حاکم است و به ادعای شما مجموعه مدیریتی استان و مجمع نمایندگان استان همدل و همراه هستند و اگر در پی حفظ یکپارچگی هستید خواهشا یکپارچگی و همراهی مسئولان استان را فدای ناکارآمدی خود نکنید و بر طبل اختلاف افکنی بین مجموعه مدیریتی استان و مجمع نمایندگان نکوبید. آنها به اندازه‌ی کافی مشکل دارند. شما جای دیگری دنبال ماهیگیری باشید!

و در پایان:
درست است که در انتخاب خانم الماسی پشت کردن امثال مجید کنگانی و استاندار وقت بوشهر به کاندیدای اصلاح طلب و نفتی جنوب استان بی تاثیر نبود اما به رای مردم احترام بگذارید و اگر قرار است ناکارآمدی خود را نپذیرید با آبروی دیگران بازی نکنید و شعور شهروندان این دیار را به مسخره نگیرید. رفتن مهندس یوسفی ار منطقه ویژه نه کار الماسی بود و نه دیگر نمایندگان استان؛ چرا که الماسی بارها از صحن مجلس شورای اسلامی گرفته تا دیگر جلسات و مراسم‌ها از مهدی یوسفی تمجید کرده و سوابق این تمجیدها در آرشیو رسانه ها موجود است؛ شاید بتوان برای برکناری یوسفی از مدیرعاملی منطقه ویژه دو دلیل روشن ذکر کرد؛ یکی اینکه بر حسب بخشنامه وزارتی که دستور داده شده هیچ مدیری بیش از ۴ سال در یک سمت و مدیریت نباید بماند و نه تنها یوسفی که خیلی از مدیران صنعت نفت به همین خاطر جابجا شدند و ربطی به خانم الماسی و استانداری و مجمع نمایندگان استان ندارد و اگر یک جستجوی کوچک در اینترنت کنیم متن بخشنامه و تاریخ و شماره بخشنامه موجود است.
و دوم اینکه بر اساس شنیده‌ها، مهندس یوسفی و ۱۸ نفر از مدیران و روسای تحت مدیریت ایشان متهم به تخلف گسترده اقتصادی شدند که در نوع خود در صنعت نفت بی نظیر و منحصر بفرد است و خبر این فساد احتمالی و فراگیر در حوزه‌ی نفت و گاز را سایت نفت نیوز و دیگر سایت های استانی و ملی پیش از این منتشر کرده اند و هنوز در سایتها موجود است و با یک جستجوی ساده در اینترنت می‌توان به این گزارش‌ها دسترس پیدا کرد و نه تنها یوسفی بلکه تعدادی از مدیران دوره ایشان هنوز درگیر پرونده خود هستند. بنابراین اگرچه هنگامه انتخابات است و مهندس یوسفی -به قول آن یادداشت- استاد زد و بند انتخاباتی است اما اگر توان زد و بند دارد، زد و بند کند اما دروغ‌پردازی را رسما نهادینه نکنید و به شعور مردم توهین نکنید و در صدد سیاه بازی و مظلوم نمایی و سوپرمن سازی هم نباشید چرا که کارنامه عملکردی وی بیانگر همه چیز است. کارنامه‌ای که در فرصت های بعد به زوایای دیگری از آن برای روشنگری عموم مردم خواهیم پرداخت.

انتهای پیام/