اخیراً در رسانه‌ها اعلام شد که سفارت انگلیس با کمک عده‌ای از مزدوران ایرانی جشن تولدی برای ملکه الیزابت در ایران گرفته است.

به گزارش ناصرون، اینکه عده‌ای ایرانی مزدور و وطن‌فروش و خائن حاضر باشند بعد از این‌همه خیانت و جنایت انگلیسی‌ها در ایران که هولوکاست و کشتار ۹ میلیونی مردم ایران به دنبال قحط‌سالی ساختگی در این جشن مشارکت کنند واقعاً جای بسی تأسف است و به نظر من نباید گذاشت که برای این قشر معدود خائن قضیه به همین سادگی تمام شود؛ اما جا دارد به همین مناسبت نگاهی کوتاه به رفتارهای شرم‌آور جنسی این ملکه که از زبان فرح پهلوی یتیم نقل‌شده داشته باشم:

این اعتراف از زبان فردی است که زمانی خود و همسرش محمدرضا پهلوی از دوستان و هم‌پیمانان انگلیس بوده‌اند و از این جهت بهتر و بیشتر می‌تواند موردقبول واقع شود.

فرح پهلوی در کتاب دختر یتیم جلد ۲ ص ۴۹۵ تا ۴۹۶ این‌گونه می‌نویسد: «ملکه انگلیس بعدها که با من صمیمی شد، برایم تعریف کرد که مردان انگلیسی نسبت به زن بی‌توجه هستند و به علت نوع آب‌وهوای مرطوب انگلستان، میلی به جماع با زنان ندارند و اکثراً از سن چهل‌سالگی به بعد به‌کلی نسبت به زن بی‌تفاوت می‌شوند. به همین خاطر اگر مردی تا سن چهل‌سالگی ازدواج نکند دیگر محال است به‌طرف زن کشیده شود. برعکس این آب‌وهوا در زن‌ها اثر عکس دارد و آن‌ها را نسبت به امور زناشویی، فوق‌العاده تحریک و راغب می‌کند و به همین لحاظ اکثر زنان انگلیسی دارای یک یا چند معشوقه هستند.

موقعی که ملکه برای بازدید رسمی به ایران آمده بود، نتوانسته بود با نفس خود مبارزه کند و یک نفر از خدمه کاخ را به اتاق‌خواب خودش دعوت کرده و با او هم‌آغوش شده بود.

آقای صاحب‌اختیار می‌خواست این فرد را که صفر نامی از اهالی تبریز و جوانی قوی‌هیکل بود اخراج کند و جوان بیچاره گریه و زاری می‌کرد که بی‌تقصیر است و به خاطر میهمان‌نوازی و برای آنکه به ملکه انگلستان خوش بگذرد فداکاری کرده و شب را در اتاق یک پیرزن به صبح آورده است!

ملکه در چند شبی که در تهران بود این عمل را تکرار و یکی دو نفر از سربازان گارد شاهنشاهی را هم به اتاق خود دعوت کرده بود و این کارها در حضور شوهرش انجام می‌گرفت.

در مورد آن چیزی که ما به‌عنوان غیرت و جمعیت مردانگی در ایران و سرزمین‌های شرقی و به‌خصوص مسلمان می‌شناسیم باید بگویم در میان انگلیسی‌ها اصلاً و ابداً وجود ندارد.

یکی از تفریحات موردعلاقه الیزابت این بود که داستان‌های عشقی خودش را با آب‌وتاب فراوان برای ما تعریف کند. او خاطرات زیادی از هم‌آغوشی با رهبران خاورمیانه داشت و در زمانی که زن جوانی بود برای مجالست و حظ بردن از رهبران عرب به‌تناوب به عربستان و کویت و شیخ‌نشین‌های خلیج‌فارس سفر می‌کرده است.

این شخصیت زنی بود که در امپراتوری‌اش خورشید هرگز غروب نمی‌کرد.

نباید تصور کرد که ملکه الیزابت به خاطر موقعیت مخصوصش می‌توانست از خدمات مردان زیادی برخوردار شود. اصولاً مردان شرقی و هندی و پاکستانی و سیاهان در انگلستان زیاد هستند و زنان انگلیسی تمایل عجیبی به داشتن دوست‌پسر شرقی دارند. بیچاره‌ها مردان خودشان، ضعیف و در سنین بالا هم‌جنس‌باز هستند. در انگلستان همیشه‌ی سال یا بارانی و یا ابری و مه‌گرفته است. علم ثابت کرده این نوع آب‌وهوا روی مردان تأثیر منفی دارد.

این حرف‌های ملکه الیزابت برای والاحضرت اشرف و والاحضرت شمس بسیار جذاب بود و هر وقت ملکه به ایران می‌آمد آن‌ها فرصت مصاحبت با ملکه را از دست نمی‌دادند.»

این بود شرحی کوتاه از فساد اخلاقی زنی که قریب یک قرن است نام ملکه‌ی الیزابت را بر خود دارد و این روزها سفارت انگلیس با مساعدت مالی عده‌ای ایرانی خودفروخته و بی‌غیرت برای او جشن تولد می‌گیرد.

نصرالله شفیعی