به گزارش ناصرون، از سبک خاص برگزاری و استراتژی اصلی فراخوان و انتخاب آثار اگر بگذریم ظاهرا تلاش وافری داشته اند تا با دعوت یا تجلیل از چهره هایی خاص بر این جلب توجه بی افزایند.

سوال مهم و اساسی این است که، شهرداری بعنوان یک نهاد عمومی و حاکمیتی که عمده بودجه اش را عامه مردم تامین میکنند، چرا دست به چنین انتخابی زده و توجه ها را به کدام نقطه میخواهد معطوف کند و در دوره جدید چه رویکردی را در پیش گرفته است‌.

در پاسخ، باید گفت وقتی پشتیبانی قانون، توان حاکمیت به اضافه بودجه عمومی، به استخدام اجرای یک سیاست یا برنامه در می آید خواه این رویداد دو همگانی باشد یا مسابقه کتابخوانی، در ماهیت یک اقدام سیاسی است!

چراکه غایتی جز حفظ و ارتقای رضایتمندی مردم و در نتیجه بسط جایگاه و بقای در قدرت برای آن متصور نیست.

سوال بعدی این است که مجموعه ای مشابه شهرداری در انتخاب اقدامات و سیاست هایش را  با کدام شاخص اصلی می توان سنجید و آن را در جهت عمل به وظیفه یا برخلاف آن ارزیابی کرد؟

طبیعی است که  این سیاست ها و اقدامات باید تامین منافع ، خواست و سلیقه عام و پوشش حداکثری جامعه را مدنظر قرار دهد، مگر موارد خاصی که از آن با تعبیر #تبعیض_مثبت یاد می شود و محل بحث دیگری می طلبد.

حال اگر به این اقدام شهرداری نگاهی دوباره بی اندازیم متوجه خواهیم شد، که طراحان این برنامه در لوای فرهنگ، دست به یک مجموعه اقدامات سیاسی زده اند، که هم در نوع سلیقه فرهنگی و ادبی یکی از حداقلی ترین ها و غیر عام ترین گونه های آثار را مطلوب گرفته و هم در انتخاب چهره ها و برگزیدگان و داوران و مدعوین، گوشه ای از سیاست را گرفته که از قضا ، همیشه در نقطه مقابل مردم و خواست آنها بوده اند!

ترکیبِ تبلیغ و ترویج سناتورِ ادیب حکومت جبار، پلید و ضد مردمی پهلوی، نویسندگان ضد دین، افراد دارای محکومیت امنیتی و آنارشیست های پیوسته به دامان سیاست ها و کمپین های به اصطلاح حقوق بشری غربی در بهترین حالت، یک ناظر آگاه و کاربلد را به این جمع بندی می رساند که به جای یک سازمان خدمات رسان عمومی، با یک سازمان مروج #سکولاریسم طرف هستیم، به مثابه یک سمن زیر زمینی!

 

سازمانی که بجای مصرف بودجه عمومی در جهت اجرای برنامه های فرهنگی با شمول عام و پیگیری استفاده حداکثری مردم از برنامه هایش، به مطرودین و محکومین و توهین کنندگان به قانون و نظم عمومی تریبون و جایزه مدال می دهد، واضح است که در حال خیانت به مردم و همه پرداخت کنندگان مالیات و عوارض است و سوءاستفاده از جایگاهش برای تامین خواسته های سیاسی و باندی!

جالب است که افراد شاخص همین باندهای سیاسی، رسانه ها و قلم بدستان شان بعنوان سفارش دهنده این برنامه، بدنبال آدرس غلط دادن و تقلیل  ماجرا به یک رویداد فرهنگی عادی و معمول هستند، تا به وسیله آن پوششی برای ادامه این دست فعالیت های خلاف قانون و ضدمردمی هم تیمی های شان در شهرداری بتراشند و آنها را از مواخذه و حساب کشی مردم و دستگاههای نظارتی برهانند.

در حالیکه این اقدامات چنانکه عوامل و مجریان برنامه اذعان دارند، #عالمانه و در جهت تخریب دیوار وظایف قانونی مدیریت شهری طراحی شده  و در حال تبدیل این بدعت به روال عادی رفتار مدیرانی است که چون در مسند قدرت نشستند، خود را مجاز می دانند تا هر چه دلخواه خود و حامیان شان در کسب این کرسی های  می یابند،طراحی و اجرا کنند.

نتیجه این احساس مستی قدرتِ مسند نشینان و کاهلی دستگاهای نظارتی هم، مجموعه محرومیت هایی است که مردم از عادی ترین و بدیهی ترین امکانات فرهنگی و ورزشی عمومی با آن دست به گریبان اند و این سازمان ها فقط اسمش را یدک می کشند.

نه! اساتید محترم مکر و حیله و عوام فریبی، با دسته کورها مواجه نیستید!

اینجا بازی به اسم فرهنگ است ولی به کام سیاست و در خدمت  جیب رفاقت!

و اگر مسئول نظارتی ما کوتاه می آید و نمی بیند! ما پاپتی ها حواس مان هست و فریاد می زنیم!

شاید خواب رفته و چرت گرفته ای بیدار شود.

 

با تقدیم بیدار باش

محمدصادق بحرانی