۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار » سیاسی » یادداشت
  • شناسه : 253646
  • ۰۵ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۴:۳۰
  • 113 بازدید
  • ارسال توسط :
چه شد، نشدی تا ۱۴۰۰
چه شد، نشدی تا ۱۴۰۰

چه شد، نشدی تا ۱۴۰۰

اکبر صابری را همه به عنوان یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب و روزنامه‌نگار می‌شناسند که در انتخابات ها فعالیت های او اوج می گیرد.

به گزارش ناصرون، حاج اکبر در سال‌های نه چندان دور در جریان راست دسته‌بندی می‌شد و از جانب آنها نامزد انتخابات شده بود اما بعدها دوم خردادی دوآتشه شد که در دریا هم انداخته می شد خاموش نمیشد

اکبر آقای ما در دو انتخابات گذشته تمام قد از دولت حسن آقای روحانی حمایت کرده ، اما این روزها گله مندانه نامه ای سرگشاده منتشر کرده و از مسئولان دولت و اقداماتشان به خصوص به سبب بی توجهی به اعضای ستاد روحانی گلایه کرده است.

وی که در آغازین روزهای دولت اول روحانی علاقه زیادی برای دستیابی به صندلی مدیرکلی فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر داشت بعد از آنکه متوجه شد که همه راه ها به میدان ساعت بسته شده است و قباله آنجا به نام بانوی دوم خردادی (حمیده ماحوزی)زده شده است طی یادداشتی با عنوان تشکر و انصاف نوشت “ترجیح میدهم یک روزنامه نگار باشم”.

وى در این نوشته خود می‌گوید که خیلی‌ها از او خواسته بودند که مدیرکل شود و برایش پیگیری نیز کردند اما خودش فکر کرده روحیه اش با مدیر کلی سازگار نیست و اگر روحیه اش سازگار بود پیشتر مدیر کل می‌شد و از همین رو از یک بزرگواری خواسته برایش افتخار کند و او نیز استخاره زده و بد در آمده است.

القصه ایشان هم از دوستان تشکر کرده و از نامزدی برای مدیرکلی ارشاد انصراف داده و تأكيد کرده كه تحت هیچ شرایطی هیچ پست دولتی را در آینده نخواهد پذیرفت و ترجیح می‌دهد کماکان روزنامه‌نگار باشد اما همین متن یادآوری می کند که چند سال پیش هم چنین حرفی را زده بود و با انتخابات اخیر و اصرار دوستان احساس تکلیف کرده که وارد گود شود که نشد!

حال بگذریم از اینکه اکبر آقای ما بعد از مدتی شدند مشاور استاندار! شاید ایشان مشاوری استاندار را مسئولیت دولتی نمی‌دانند یا این مسئولیت را کوچک می دانند و در نگاه ایشان مسئولیت دولتی باید حداقل مدیرکلی ارشاد باشد.

زمان گذشت و گذشت و بعد از آنکه دوران حاکمیت خانم ماحوزى بر اداره کل ارشاد اسلامی تمام شد انگار دوستان حزب باد اکبرآقا نبودند و آمدند در دفتر نشریه که حاج اکبر بیا که میرود این شهر رو به ویرانی….

اکبر آقا هم که قبلا گفته بودند که پیش‌تر هم عهد شکسته‌اند مثل روال گذشته به سبب اصرار و تکلیف پیش آمده باز بشکستند، ماشین را روشن کردند تا به سمت میدان ساعت حرکت کنند. رایزنی ها به اندازه کافی انجام نامزدی هم رخ داد اما برای مراسم عقد آقای وزیر انگار با مشکل سن و سال اکبر آقا روبرو شدند و حاج اکبر باز دست رد به سینه به دفتر جریده برگشتند تا کار را از سر بگیرند و احیای دوباره ببندند.

هرچند شاعر فرموده اند

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی

عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی

خلاصه حالا با گذشت زمان این روزها که دولت شیخ حسن صدای کس و ناکس را در آورده و کاری کرده که همه یاران به هم نگاه می‌کنند و می‌گویند من نبودم دستم بود تقصیر آستینم بود  و اصلا ما هیچ قوم و خویشی با حاج حسن نداریم و من قوم جعفری منحل برمک.

 اکبر آقا رنجنامه دیگر را منتشر کرده با عنوان از یاد رفته ها و در سالگرد انتخابات طی یادداشتی گفته چرا در روز پیروزی دولت پیام تقدیر و تشکری برای بنده و حامیان آنها از سوی مسئولان استانی فرستاده نشده چرا جوان های ستاد مشغول به کار نشدند چرا و چرا و چرا

 در نوشته بارها از زحمات ستاد روحانی گفته و تاکید کرده اکنون اکثریت مردم از دولت ناراضی هستند و امید ها کمرنگ شده است.

 القصه داغ دل اکبر آقا خیلی زیاد بود وقت ما و خوانندگان کم، هرچند ما و همه خوانندگان در غم اکبر آقا شریک هستیم و بیگناه امروز گرفتار دستپخت شور بی نمک و بی مزه اکبر آقا و حامیانش شدیم اما ما بیسوادها به قواعد مردم‌سالاری احترام می‌گذاریم و مثل خیلی ها گلایه نامه نمی نویسیم یا مثل دکتر حسن می‌گوییم آقا ما اختیار نداریم اختیار بدهند ببیند همین ۱۰۰ روز آینده بوشهر را به مهمترین بندر تجاری آسیا تبدیل می کنیم! ما اختیار نداریم و زبان سرخه ای هم شده دردسر ما زبان آمریکایی ها و کدخدا ها را بلد بودیم اما آن کافر های از خدا بی‌خبر زبان سرخه ای را بلد نبودند و متوجه حرف هایمان نشدند و رفتند کار خودشان را کردند.

خلاصه انگار قصه رفت و برگشت پایانی ندارد، پشت سر هم عهد میبندد و عهد می شکند هرچه چند جای چند سوال باقی می‌ماند که کوتاه می‌پرسیم جواب بماند برای اکبر آقا:

۱_ اکبر آقا سال ۹۲ در آن متن تشکر از انصاف فرمودند که اگر قرار بود پست بگیرد سال ها پیش می گرفت یعنی ایشان در دولت احمدی نژاد هم پیشنهاد پست داشته اند؟

۲_ به فرمودند نامزد مدیرکلی شده به راستی مگر مدیرکلی هم نامزدی است یعنی اسم می‌نویسند اگر این جوری است بنده هم بروم جلو نامزد مدیرکلی شوم

۳_ شما در متن از یاد رفته ها فریاد و یا موافق و مخالف اکبر صابری بدانید هوشیار باشید که بارها در خفا نارضایتی های شما را به آنان که باید می گفته اند گفته اند ضمن اینکه بدانید من هیچ مسئولیت اجرایی در این دولت نداشته و ندارم و عملاً هیچی دست من نیست که گره ای باز کنم.

با این فریاد شما مثل حرفهای آقای جهانگیری كه گفت اختیار عوض کردن منشی خودش را هم ندارد مثل حرف‌های آقای روحانی که این روزها می گوید اختیارات ویژه باید به او بدهند تا کارهای بزرگ انجام بدهد انگار بی اختیاری در این دولت اپیدمی شده است اکبر آقا شما و دوستانتان با این کار می توانید از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنید اگر شما و دوستانتان اختیار ندارید و مقصر نیستید مادربزرگ بنده مقصر است!

مگر شما این دولت را سر کار نیاوردید عذرخواهی کنید یا نه حداقل در این روزهای باقیمانده کمک به دولت ضعیف پایه خود بکنید تا کار را از این خراب تر نکند.

یا حداقل کنار بکشید و برای دوره های بعد بگویید ما کاری با سیاست نداریم و کارهای مردم را می سپاريم به آنهایی که می‌توانند کار مردم را انجام دهند و اختیار دارند.

خلاصه ما هم دل پری از این دولت و قانونگذاران که شما و همکارانتان باشید داریم فقط یک خواهش داریم کنار نکشید تا ۱۴۰۰ با روحانی باشید و از این آشی که برای مردم پخته اید بخورید.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*